خرید بک لینک
ذهنم را خالی می کنم و این کار را بارها و بارها تکرار می کنم با خودم فکر می کنم نوشتن که نمی تواند صرفا برای نوشتن باشد باز هم می بینم ذهن خالی هم خودش یک موضوع است گویا بادکنی از تهی بودن سر به پرواز می گذارد و حالا این نگاه است که برای خودش تعابیری دارد . خب می بینم تب دنیا دارد بالا می رود زندگی

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:33

تا حالا زیاد شنیده بودیم که از خونه ی من برو بیرون ولی کمتر شنیده می شد که از کشور من برو بیرون . حالا این عبارت هم به دایره المعارف اضافه شده . ولی به نظر من این هر چند حرف تندی به نظر می رسد ولی در واقع امر حرف درستی است . زیرا کسانی که قابل ترحمند کسانی نیستند که توان مهاجرت داشته باشند در دنیای

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:33

اسفند هنوز هم یاد اور خاطرات خاص خودش است . در اسفند یادم می اید لحظه ای بایستم و نفسی تازه کنم و به این فکر کنم که هر روز قبل از هر کاری باید زندگی را برای خودم معنا کنم امروز معنای زندگی برای من این بود .... مسئله بردن یا باختن نیست مسئله خوب بازی کردن است ...... دیروز هنوز توی خیابانها از برف سه

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:33

درباره نه اسفند هفتاد و نه باید بگم که خوشحالم از اینکه زنده هستم . باید همه قدر زندگی را بدانیم . زندگی به همین که زنده هستیم خیلی ارزش داره همش یک بازی پر هیجانه بازی با مهره هایی که هر کسی در دست داره . حرکت در مسیر ارزوها . اینا چیزای بارازشی هستند . . خانواده و عشق چیزهای جالبی هستند . محبت و

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:33

وقتی یک کاری را شروع می کنم مشغله های فکری ام زیاد می شود ولی باز هم کار را شروع می کنم چون برای زندگیم برنامه دارم و داشتن برنامه این نیست که تنها فکرم آسوده باشد خیلی ها اسودگی فکر را به این می دانند که کاری انجام ندهند . کار نکردن کاریست که از عهده هر کسی ساخته است مهم این است که کاری انجام دهی

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:33

ساعت دوازده و بیست و هفت دقیقه ظهر روز دوشنبه است تا کمتر از یک ساعت دیگه سال نود و پنج تموم می شه من چهل و شش ساله می شم الان داریم با افاق ساتگین و آذر برنامه ی نوروزی شبکه من و تو را می بینیم ساتگین دراز کشیده آذر سرش تو موبایلشه آفاق کنارم نشسته داره ترانه فرامرز اصلانی را گوش می کنه یک سفره ک

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:33

البته در توضیح مردم مانده ام . درست نمی دانم در بین چه نوع مردمی زندگی می کنم گاهی روحیات بزرگی در بین کسانی می بینم که فکرش را نمی کنم . دو سه روز قبل از مشهد بر می گشتم تقریبا در کلیلومتر شصت تربت روی تپه سر جاده ی گونجوک زنی ایستاده بود و مرتب دست تکان می داد ابتدا گفتم برای یک زن تنها نگه نمی د

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:33

کودک نا ارام حالا یک بچه ی آرام است . حالا تنهایی را دوست دارد انزوا را دوست دارد و معتقد است یک کت مانده از بابا بهتر از سه برادر است . حالا به تماشای جنگل و دیدن برج ایفل و رفتن به اهرام فکر نمی کند دنیای دوستانی را می بیند که همین دور و بر هستند و به مناظره های تلویزیونی کادیداهای ریاست جمهوری گ

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:33

باز هم روزهای انتخابات شده و مردم عکس این و آن را به در و دیوار می چسبانند و من ناباورانه نگاهشان می کنم و فکر می کنم یک آدم مریخی هستم که هیچ چیز از این جماعت نمی فهمم . دیروز اینجا پیرمردی هفتاد و پنج ساله خودش را آتش زد و امروز مرد . این آخر و عاقبت پیری ماست . پیرهایی که تنها می مانند و یا شخصی

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:33

گاهی احساس خنگی می کنم . مثلا در مورد همین مسئله ارث عقلم کار نمی کند . یکی می میرد و عده ای مال او را به ارث می برند . خب این موضوع اشکالاتی اساسی و خیلی روشن دارد اول اینکه کسانی که می دانند می خواهند ارث بزرگی را ببرند در طول مدت زندگیشان کار نمی کنند و مشتی تنبل هستند . دوم اینکه ارث بران نسبت

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:33

صفحه بندی